تبلیغات
خنده بازار!! - خوب،بد،زشت!
 
خنده بازار!!
اولین وبلاگ طنز در میهن بلاگ
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا ابراهیمی
نظرسنجی
عملکرد وبلاگ خنده بازار تا به حال چطور بوده است؟







آمار بازدید شما دوستان عزیز
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 20 خرداد 1391 :: طراحان : علیرضا ابراهیمی
یه  روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه .
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده:

«من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم كه یكی با همسرم بوده!!
دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن، ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم،
یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.»

خیلی خیلی خیلی باحاله!
حتما حتما حتما بخونینش!



من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!
دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله.
مریض بعدی دكتر بهش میگه :

به نظر میرسید كه تصادف بدی با یك ماشین داشته.مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینكه حال شما خیلی بدتره!بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟

مریض پاسخ میده:

 «باید بدونید كه من تا حالا بیكار بودم و امروز اولین روز كار جدیدم بود ولی من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و برای همین هم نزدیك بود دیر كنم من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیكنید؛ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه كه حا از دو مریض قبلی وخیمتره.
دكتره در حالی كه شوكه شده بوده دوباره میپرسه :

«از كدوم جهنمی فرار كردی؟!»

خب، راستش توی یه یخچال بودم كه یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد!




نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک خفن، جوک ترکی، جوک رشنی، جوک آبادانی، جوک اصفهانی، جوک تهرانی، جوک قزوینی، جوک لری، جوک سرکاری، اس ام اس، اس ام اس خفن، اس ام اس خنده دار، اس ام اس عاشقانه، اس ام اس عشقولانه، اس ام اس باحال، اس ام اس سرکاری، اس ام اس خفن جدید، اس ام اس جدید، اس ام اس تبریک، اس ام اس غمگین، حکایت، حکایت قدیمی، حکایت جدید، حکایت زمان حال، حکایت لر، حکایت نرک، حکایت خر، حکایت نفهم، حکایت دار، حکایت پند آموز، حکایت خفن، عکس، عکس باحال، عکس خنده دار، عکس جوک، عکس خنده، عکس شکلک های یاهوو، عکس باحال خفن، عکس جدید، عکس قدیمی، عکس بووووووووووق، عکس خفن، داستان، داستان باحال، داستان خفن، داستان دری وری، داستان باحال و خفن، داستان طولانی، داستان کوتاه، داستان رمان، داستان بچه گانه، داستان کودکان، داستان زایه، داستان عشقی، داستان قلب شکسته !، داستان عشقولانه، شعر طنز، طنز، طنز باحال، طنز بی حال، طنز خفن، طنز گریه دار!، طنز جدبد، طنز قدیمی، sms، mms، msm، س ام اس، جک، جوک باحال، جوک جدید، جوک روز، جوک قشنگ، جوک بروز، جوک عشقولانه!، اس ام اس زیبا، جوک خنده دار، اس ام اس روز، اس ام اس شاعری، اس ام اس روز مادر، اس ام اس عید، اس ام اس ماه رجب، اس ام اس ماه رمضان، حکایت باحال، حکایت خنده دار، حکایت سرکاری، من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله. مریض بعدی دكتر بهش میگه : به نظر میرسید كه تصادف بدی با یك ماشین داشته.مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینكه حال شما خیلی بدتره!بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟ مریض پاسخ میده: «باید بدونید كه من تا حالا بیكار بودم و امروز اولین روز كار جدیدم بود ولی من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و برای همین هم نزدیك بود دیر كنم من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیكنید؛ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!» وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه كه حا از دو مریض قبلی وخیمتره. دكتره در حالی كه شوكه شده بوده دوباره میپرسه : «از كدوم جهنمی فرار كردی؟!» خب، راستش توی یه یخچال بودم كه یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد!، یه روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه . دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟ مریض پاسخ میده: «من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم كه یكی با همسرم بوده!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن، ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم، یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.»، نظرات (2)، دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟ تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟ تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی، همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟! تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن ! تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟ تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال! تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!! تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم … لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…: تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن ! تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟ تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!! تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..! تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..! دقت کردین وقتی میگن غصه نخور، آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!! تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟ آخ که حرص آدم درمیاد دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود هیچ دقت کرده بودین؟،